السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)

228

حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)

مىشد تا اين كه كاتبى قلم پرمركبى را هنگام نوشتن آيه به كار برد و بر اثر آن « واو » به صاد چسبيد . و براى اثبات نظر خود آيه زير را شاهد مىآورد . وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ و به عنوان نتيجه مىگويد : اگر قضاى خداوند بود كسى نمىتوانست جلو قضاى خدا را بگيرد . پس بايد گفت : « وصيتى » است از خدا به بندگان « 1 » 8 - باز از ابن عباس قرائت آيه شريفه « و وصى ربك » به اين صورت نقل شده است : « و امر ربك » . در توجيه اين قرائت وى مىگفت : اينها دو « واو » بوده‌اند كه يكى از آنها به « صاد » چسبيده است « 2 » 9 - شايد هم قرائت : و السارقون و السارقات فاقطعوا ايديهما « 3 » توسط يكى از قراء براى رعايت تناسب ميان « ايديهما » كه جمع است با اصحاب ايدي كه آن هم جمع است باشد . 10 - از مجاهد منقول است كه آيه شريفه : وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ را نتيجه اشتباه كاتب مىدانست . ابن مسعود اين قرائت را صحيح مىپنداشت : مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ « 4 » وى مانند ديگران چون آيه خطاب به اهل كتاب است نتيجه گرفته است كه درست : اخذ ميثاق از اهل كتاب است نه انبيا ؟ ! به كار گيرى آيات در جهت توجيه ديدگاههاى كلامى بعضى از اجتهادات باطل هم ناشى از پايبندى به ديدگاه كلامى خاص بوده است . اين نوع اجتهاد معمول به كسانى است كه براى اثبات نظرات و عقايد خود به تفسير آيات متوسل مىشوند . و در صورت عدم توفيق قرائت خاصى را پيش مىگيرند تا آيات مدعاى آنها را نشان دهد

--> ( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 185 به نقل از : ابن اشته . ( 2 ) همان مدرك : ( 3 ) محاضرات الادباء ، ج 2 ، جزء 4 ، ص 434 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 2 ، ص 47 به نقل از : عبد بن حميد ، فريابى ، ابن جرير و ابن منذر .